ذهن آشفته ی عارف
ذهن آشفته ی عارف
به وبلاگ ذهن آشفته ی عارف خوش آمديد
مديريت وبلاگ را با ارايه نظرات و پيشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمايی نماييد.
با آرزوي لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزيز .
 
 

 

 

 پنجشنبه، 5 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 4:57 PM

بیانی ساده از اقتصاد(3)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بیانی از اقتصاد(3)

کالا

با مثالی ساده بحث کالا را اغاز می کنم. برای پختن لبو چه باید کرد؟ هدف فعالیت های انسان چیست؟ این است که کالاهایی را تولید کند که بتواند بخوردو بپوشدو خلاصه نیازهای مادی وی را ارضا کند.

لبو یکی از این کالاهاست.بشر برای تهیه ی مایحتاج خودباید وسایل و ابزار فراهم کند.برای پختن لبو به دیگ به موتور پریموس و به اجاق نیاز است. حال باید دید که در این مثال کالاهای سرمایه ای و کالاهای مصرفی کدام است؟ به دیگ و اجاق کالای سرمایه ای و به لبو کالای مصرفی می گوییم.

در حالت کلی کالا به مجموعه وسایلی گفته می شود که انسان به ان ها نیاز دارد و نیازهای مادی و معنوی وی را فراهم می کند.

کالا ها به چند نوع نقسیم می شوند. کالاهای پست- کالاهای ضروری-کالاهای لوکس- کالاهای خیلی پست.

کالاهای پست کالاهایی هست که قیمت ان ها بخش کوچکی از در امد مصرف کنند ها را شامل می شود. پست بودن در اینجا نسبی است. ممکن است بر اساس یک سری اتفاقات( که بعدا به ان ها اشاره خواهیم کرد) قیمت این کالا افزایش یافته و دیگر از زمره ی کالاهای پست جدا شود. مثلا پرتقال کیلویی 200 تومان برای یک خانواده با سطح در امد معمولی یک کالای پست باشد.ولی بر اساس اتفاقات بد قیمت این کالا به 1000 تومان برسد دیگر برای خانواده ی مذکور کالای پست نیست و ممکن است حتی جز کالاهای لوکس به شمار رود.

کالا های ضروری همان طور که از اسم ان پیداست برای ضرورت هستند وهمواره متقاضیان بی شماری دارد. مثل انواع محصولات کشاورزی. ضمنا به کالای ضروری کالای عادی هم می گویند.  یک نمونه که از کالای عادی می توان نامبرد اتومبیل پیکان و یا پراید هست که تقریبا اکثر افراد سطح متوسط جامعه این کالا را دارا می باشند.

کالا لوکس به کالایی گفته می شود که مصرف کنندگان مرفه جامعه ان را مطابق شان خود خریداری می کنند. از نمونه کالاهای لوکس می توان به لوسترهای گران قیمت و اتومبیل بنز 200 ملیون تومانی اشاره کرد.

نمونه ی دیگر از کالاها کالای خیلی پست کالای گیفن است. این کالا بیشتر مواد

غذایی بسیار لازم و پرطرفدار را شامل می شود. مثل نان. سیب زمینی. تخم مرغ و امثالهم. فرق اساسی این کالا با کالاهای دیگر این است که با افزایش قیمت میزان تقاضا ثابت و حتی ممکن است زیاد تر هم بشود. در صورتی که واضح است برای دیگر کالاها رابطه ی عکس بین قیمت و تقاضای مربوطه وجود دارد.

به نوعی دیگر می توان کالاها را تقسیم کرد.کالاهای مصرفی و کالاهای سرمایه ای.

کالاهی مصرفی کالایی هستند که انسان دایما در حال مصرف ان هاست. مثل مواد غذایی ویا قلم و خودکار. و نوع دوم کالاهای سرمایه ای به کالاهایی گفته می شود که برای انسان یک سرمایه هست و می تواند با ان برای خود ثروتی بیندوزد. پول. طلا

و جواهرات ویا  زمین های زراعتی از کالاهای سرمایه ای هستند.

والسلام.ناصرآسیابانی.

 


  نظرات 3    
 

 پنجشنبه، 5 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 4:53 PM

گذری کوتاه بر کشاورزی

 

بسم الله الرحمان الرحیم

سخنی گهربار از مولا امیرالمومنین: ابتدا شیوه و روش داد و ستد را بیاموزید سپس به داد و ستد بپردازید.

با سلام. من ناصر اسیابانی هستم دانشجوی اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران.می خواهم در این وبلاگ هر نوبتی مفاهیمی از علم اقتصاد کشاورزی را برای شما بیان کنم. امیدوارم که بتوانید از ان استفاده کنید و مرا با نظرات گهربار خود یاری کنید.

ابتدا گذری کوتاه بر تاریخ کشاورزی برای شما بیان می کنم و ان شاء الله در روزهای اینده در مورد کشاورزی و اقتصاد ان بیشتر صحبت می کنم.

اندازه گیری ارزش کشاورزی برای یک ملت غیر ممکن است . چون کشاورزی از یک طرف مواد غذایی لازم را برای ادامه ی حیات انسان فراهم می کند و از طرفی دیگر بزرگترین سهم را در اشتغال دارد.(در ایران حدود سی درصد از مشغولین در کشاورزی اشتغال دارند)

بشر نخستین غذا را جمع اوری می کرد و این غذا اساس اقتصاد او را تشکیل می داد. سال ها بعد انسان با اهلی کردن حیوانات و نباتات یک تولید کننده ی مواد غذایی شد. این امر در کشاورزی یک انقلاب بود که منبع اصلی ان خاور نزدیک و در حدود 7000 سال قبل از میلاد مسیح رخ داد و در هزاره ی بعدی در سایر نقاط دنیای قدیم پراکنده شد.

علت این که کشاورزی رونق گرفت این بود که در اقتصاد صیادی در قدیم شاید 2 کیلومتر مربع زمین برای ارتزاق هر فرد لازم بوداما با کشف کشاورزی چند نفر می توانستند در یک قطعه کوچک زمین زندگی کنند. به همین دلیل کشاورزی رونق گرفت و جمعیت انسان زیاد شد.

ناصر اسیابانی


 (نظر بدهید.)    
 

 پنجشنبه، 5 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 4:48 PM

مفهوم چند واژه ی اقتصادی

 

*   مزیت نسبی  : مزیت نسبی هر کشور نسبت به یک کالا وقتی حاصل میشود که آن کالا در مقایسه با کالای تولید شده کشورهای دیگر ؛ دارای هزینه تمام شده کمتر و قیمت ارزانتر باشد.

*   بهره وری  :  دانش و تکنولوژی استفاده بهینه از منابع نیروی انسانی ؛ مهارتها؛ ماشین آلات و اطلاعات بمنظور حصول به بهترین نتایج است.

*      داده یا نهاده :  عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدماتی که برای تولید یک کالا مورد استفاده قرار میگیرد.

*   ستاده یا ستانده :  ستاده در هر بخش اقتصادی عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدمات تولید شده که در سایر بخشها بعنوان مصارف واسطه و یا برای مصرف نهائی مورد استفاده قرار میگیرد.

*   خالص درآمد عوامل تولید از خارج : عبارتست از درآمدهای حاصل از کار و سرمایه اتباع کشور در خارج , منهای درآمد حاصل از کار و سرمایه اتباع سایر ممالک در کشور.

*   درآمد عوامل تولید : عبارتست از درآمد حاصل از کار , مالکیت و کارفرملئی که بترتیب بصورت مزد و حقوق , بهره , اجاره و سود به عوامل تولید تعلق میگیرد.

*   استهلاک سرمایه ثابت : ارزش یا هزینه جانشینی آن مقدار از دارائیهای ثابت است که در یک دوره حسابداری در نتیجه فرسودگی ضمن تولید, از مدافتادگی متعارف و خسارتهای اتفاقی از بین میرود.

*      امید زندگی : شماره سالهای زندگی که بطور متوسط هر فرد دارد.

*   قیمت تعادلی : قیمتی که در آن, مقدار تقاضای یک کالا کاملا برابر با مقدار عرضه آن است. معمولا به این قیمت؛ قیمت صاف کننده بازار نیز گفته میشود.

*   بار تکفل : در یک جامعه , کودکان زیر پانزده ( 15 ) سال و سالمندان بالای شصت و پنج ( 65 ) سال که جزء جمعیت فعال کشور محسوب نمیشوند, آنها را بار تکفل اقتصادی میگویند. مفروضا بار کفالت آنها بر دوش نیروههای فعال جامعه ( 65 – 15 سال ) میباشد.

*   فقر مطلق : عدم برخورداری از یک سطح حداقلی درآمد معیشتی معین است که برای ادامه بقاء و جهت تامین نیازهای اصلی جسمانی , غذا , پوشاک و مسکن , ضروری است.

*      کم کاری پنهان : کارکنانی که ظاهرا شاغل هستند اما در واقع بیشتر اوقات خویش را صرف فعالیتهای غیر مفید میکنند.

*   بیکاری پنهان : در این نوع از بیکاری شخص بظاهر دارای شغل است در حالیکه به تولید ملی کشور چیزی اضافه نمیشود. اقداماتی مانند واسطه گری و دلال بازی و امثالهم.

*      کم کاری : کارکنان و افراد شاغلی که بدلائل عدیده ای کمتر از توانائی خود کار کنند.

*   بیکاری فصلی : در این نوع از بیکاری , افراد در بعضی از فصول سال مشغول بکار هستند و در مابقی فصول یا زمانها بعلت نداشتن کار, بیکار هستند. مانند بعضی از زارعینی که تنها در فصول بهار و تابستان شاغل هستند , اما در نیمه دوم سال بعلت نداشتن کار کشاورزی, بیکار می مانند.

*      بیکاری اداواری : این نوع از بیکاری در اثر نوسانات فعالیتهای اقتصادی کشور ایجاد میگردد.


 (نظر بدهید.)    
 

 پنجشنبه، 10 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش - 12:29 PM

بیانی ساده از اقتصاد(2)

 

 

بیانی ساده از اقتصاد(2)

 

علم اقتصاد باید به 6 سوال اساسی پاسخ بدهد.

1) چه کالاهایی را باید تولید کنیم. هیچ مکتبی مانند اسلام بر اساس تعریف علم اقتصاد سخن نگفته است. بر اساس اصول اسلامی زیر می توان معین کرد که چه کالایی باید تولید شود.

اصل لا ضرر:بر اساس این اصل تولید کنندگان باید کالاهایی تولید کنند که زیانی به جامعه و فرد نرسد.

اصل تضامن و تکامل اجتماعی: طبق این اصل تولید کالاهاو خدماتی که مورد نیاز اکثر مردم می باشد تجویز شده است نه غیر از ان.

2) چه مقدار کالا و خدمات باید تولید شود.

از نظر اسلامی اصل ((کلوواشربواولاتسرفوا)) بر این نکته تاکید دارد که باید از عوامل کمیاب تولید انمقدار تولید شودکه مورد نیاز جامعه می باشد. بنابر این تولید اسراف گونه که سبب از بین رفتن کالا و اسراف می باشد ممنوع است.

3)کالاها و خدمات را چگونه باید تولید کرد؟ دو روش برای تولید کالا وجود دارد . روش اول را روش کار طلب می گویند. در این روش کار انسان سهم عمده ای را در تولید بازی می کند. برای مثال تولید نان سنگک از این طربق انجام می شود. زیرا افراد زیادی دست به دست هم می دهند تا ما نان سنگک را مصرف کنیم. روش دوم را روش سرمایه طلب می گویند. در این روش سرمایه سهم مهمی در تولید دارد.

علم اقتصاد باید با توجه به منابع تولید تصمیم بگیرد که کالاها و خدمات چگونه تولید شود.

4) کالاها و خدمات چگونه باید توزیع شوند.اصل عدل و قسط در اسلام تاکید می کند که هر کسی بر اساس سهمی که در تولید دارد از ان استفاده کند.داشتن پارتی قوی در ادارات و یا داشتن زور بیشتر در میان همکاران سبب گرفتن سهم بیشتری از تولید نمی باشد( ولی متاسفانه در کشور ما از این اتفاق ها می افتد). در سطح جهانی هم کشور هایی که دارای بمب اتمی هستند نباید با نشان دادن ابزارهای جنگی خود کشور های ضعیف را غارت کنند.

5) ایا از ظرفیت کامل تولید بهره برداری می شود:

اگر زمین های بایر داریم و انسان های بی کار نباید دست رو دست هم بگذاریم و ببینیم چه می شود. چرا پول نفت را  بیخود خرج کنیم.به قول رهبر کبیر انقلاب ما باید خود کفا باشیم و هر کس هر جا هست باید سخت کار کند تا محتاج بیگانگان نشویم.

با تجلیل از سخن این بزرگوار در می یابیم که عوامل تولید و خدمت باید حد اکثر تلاش خود را بکنند تا کالای تولید شده حداکثر مطلوبیت را بدهد.

6)ایا عوامل تولید با کارایی لازم مشغول به کار می شوند.؟

 

 

درقسمت بعد راجع به کالا بحث می کنیم.

خدا نگهدار.

ناصر اسیابانی


 (نظر بدهید.)    
 

 سه شنبه، 17 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش - 1:11 PM

بیانی ساده از اقتصاد-

 

به نام خدا 

بیانی ساده از اقتصاد-

قسمت اول

 

قحطی امده است و هیچ چیز برای خوردن وجود ندارد. سگ هاو گربه هاوهمه چیز را انسان خورده است و حالا نوبت به خوردن خود انسان ها رسیده است و چون اعتقاد به خدا در بین

مردم نیست از خوردن یکدیگر خودداری نمی کنند. زنی در گوشه ای نشسته است و ناسزا

می گوید. از او می پرسند چرا ناراحتی؟ می گوید خواهر نیمه جانم را جلوی چشمان مردم

شهر تکه تکه کردند تا بخورند. ولی با اینکه خواهر من بود چیزی از گوشت او به من ندادند

ومن الان از گرسنگی هلاک می شوم.

انچه را خواندید تخیل نبود بلکه واقعه ای تاریخی است که در شهری قحطی زده اتفاق افتاده

بود.اولین نیاز اساسی بشر نیاز به غذا است. چون بدون غذا انسان نمی تواند بیش از چندی دوام

بیاورد. علم اقتصاد علمی است که ما را رهنمون می سازد که چگونه از منابع کمیابی که داریم

نهایت استفاده را کنیم.

(Scarcity)   کمیابی

عوامل تولید کمیاب هستند. هوا برای انسان لازم است. اگر هوا و اکسیژن به بدن نرسد مرگ حتمی می باشد.هوا کمیاب نیست. کلیه انسان ها در شرایط عادی می توانند هوا تنفس کنند ولی

زمین مانند هوا نیست بلکه کمیاب است. مقدار کثیری از زمین را کویرها و کوه ها و شوره زارها

پوشانده است. زمین قابل کشت بسیار کم است. به غیر از زمین بسیاری دیگر از عوامل تولید و

منابع موجود بسیار کمیاب است.

(  انتخاب)

حال باید با عوامل کمیاب تولید نیازهای بی حد انسان را ارضا نمود.لذا باید دید که کدام کالا و خدمات باید تولید شود.ایا باید گندم تولید کنیم یا ادامس. ایا باید زمین های محدود را زیر کشت

برنج برد یا خشخاش؟ باید دانشگاه ساخت یا قمارخانه؟ وبسیاری از سوال های دیگر که در پرتو

انتخاب صورت می گیرد. نیازهای بشر بی نهایت است و منابع تولید کمیاب. می بایست کالا و

خدماتی که نیازهای اساسی بشر مثل : نیاز به خوراک و پوشاک و مسکن تولید شود نه کالاهایی

که نیازهای دروغین بشر را ارضا می کند. مثل لوسترویا کالاهای تجملی.

تعریفی کوتاه از علم اقتصاد:

اقتصاد علم انتخاب است. دانشی است که نشان می دهد چگونه از منابع تولید کمیاب بیشترین نیازهای بشر را ارضا نمود.


 (نظر بدهید.)    
 


 
 
 
 
Home - Contact Us - Creative Design Center - top 

Powered by IRANBLOG version 4.2 Beta
Copyright ©2003 - 2007 , http://naser1366.iranblog.com/